نوشته های برچسب شده ‘دکلمه’

حسین پناهی

2007/11/07

این بار میخوام برای دوستان گلم یه دکلمه از مرحوم حسین پناهی بزارم تا هم یاد اون مرحوم رو زنده کنیم و هم چهره و صدای این عزیز از دست رفته رو تو ذهنمون مرور کنیم. هر چقدر فکر کردم اسمی بهتر از« من » براش پیدا نکردم چون اکثر شعر معرفی خود خواننده است و همین امر جذابیت کار رو دوچنان کرده . اگه بخوام یه بیوگرافی مختصر و مفید از این بازیگر و شاعر بنام کشورمون به عرضتون برسونم فقط میتونم بگم حسين پناهی متولد 1335 دژكوه چهار محال و بختياری بود و در تمام لحظات روحيه ساده و روستائی خود را بی هيچ ادا اصول حفظ كرد.پيش از آنكه وارد دنيای نمايش و هنر شود مدتی در كسوت طلبگی در مدرسه علميه آيت الله گلپايگانی در قم دروس فقهی خواند و سپس به جامعه هنری آناهيتا در تهران آمد و پای به عرصه نمايش گذارد. او در طول عمر كوتاه ولی پر بارش آثار بی نظيری خلق كرد و يا در به ثمر رسيدن آنها دخالت داشت و يا همكاری می كرد.
من حسینم … پناهیم .

خودمو میبینم ، خودمو میشنوم ، خودمو فکر میکنم
تا هستم جهان ارثیه ی بابامه
سلاماش، همه ی عشقاش، همه ی درداش، تنهاییاش …
وقتیم نبودم ، مال شما .

اگه دوست داری با من ببین
یا بذار باهات ببینم
با من بگو ، یا بذار با تو بگم
سلامامونو ، عشقامونو ، دردامونو ، تنهاییامونو …

Hossein Panahi

از این جا دانلود کنید